
از تو چه پنهان، عاشقت بودم
از دل نه،
از سلول سلولم
با تو جهانم تازه تر می شد
از روزهای طبق معمولم
گفتم بمانم با تو
گفتی نه
گفتم خدا
گفتی که همراهت
عشق تو قطره قطره بیرون زد
از چشمهای عاشقم با درد
نفرین به هرکی تو لباس من
قلب تورا با بددلی آزرد
نفرین به دنیایی که خالی شد
نفرین به رویایی که بی من مرد
لعنت به این ترسی که بین ماست
من عاشقت بودم،
تو حاشا کن...
برچسب:
نویسنده: سارا قنبریپور